من مهناز هستم جان من - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:57
"من برای آنکه چیزی از خود به تو بفهمانم جز چشمهایم،چیزی ندارم..." من مهناز هستم جان من!همان که این شب ها زمزمه میکند:چقدر جایت این حوالی خالی ست.ولی هنوز هم به امید دیدنت رل بازی می کنم و روی صحنه میروم. راستش این روزها خیلی معتاد شده ام به فضای مجازی.اصلا به قول یک دوست اسمش رویش است:فضای مجازی!!!م...
اندوه مرا بچین که رسیده است - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:57
بیا... بیا برگردیم به دوران نوکیا 1100.برگردیم به تماس های تلفنی،به خبر گرفتن های کوتاه با پیام های کوتاه.بیا راستی راستی خودمون رو از این مهلکه های مجازی خلاص کنیم.دلم خیلی اوقات واقعا می خواد صبح که از خواب بیدار میشم اولین چیزی که به دست می گیرم یه لیوان شیر داغ باشه و یه ظرف کوچیک توت خشک کنار ت...
دل نهادم به صبوری - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:57
دل نهاده ام به صبوری که جز این چاره ندارم... نقطه سر خط: از بی خبری متنفرم، از دلواپسی و دلشوره های مدام، از نگرانی های موزی، از ندانستن، ترس از گم کردن. ترسی که مثل موریانه ای سمج به جان اعصابت می افتد و آرامش خیالت را ذره ذره می جود. هرجا می روی برو اما بی خبر نه. قبل رفتن به سفر های کوتاه و بلندت...
بیچاره خودمان - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:57
این روز ها آدم ها جرئت ندارن خودشون باشن...از احساساتشون به هم بگن.رو در روی هم می خندن و برای هم از درد ها جک می سازن در حالیکه دلشون خونه....بعد تمام فشار های روانیشون میشه پست های تلگرامی.عکس های لبخند هایی که نهایت تلاششون رو می کنن تا شاد به نظر بیان رو تو اینستاگرامشون میگذارن با کپشن های دو پ...

برچسب‌های مرتبط

تو نباشی من از آینده ی خود پیرترم | دلم انار می خواهد | کاش فصل پنجمی در راه بود | کاش فصل پنجمی در راه بود کاش نامش فصل وصل ماه بود | مرا به حال خود بگذار | مرا به حال خود رها مکن | مرا به حال خودم بگذار | مرا به حال من رها مکن | مرا به حال خوشی دعوت کن | مرا به حال من رها نکن